کمی شاعرانه(12) موسم عید شد خزان

گمشدگان کوی او راهنمای دیگران
ره نبرند سوی او دلشدگان این و ان
راه دراز گشت و من طاقت رفتنم نبود
او مددی به من نمود ورنه مرا کجا توان
فصل بهار گشت باز خسته ز این و ان منم
جان جوان من بسوخت موسم عید شد خزان
در طلب تعلقی دیده مرا به باد داد
توبه اولم شکست توبه نمی شود ضمان
دست نمای خلق شد شعر من و شعار من
شور و شعور من ز اوست راز بگویمت عیان

/ 1 نظر / 75 بازدید
پریسا

سلام, یارانه های عید هم اعلام شد,خبرهای جدید رو می تونی توی سایتم بخونی. راستی عید شما هم مبارک پیشاپیش