عاشقانه(2) وای باران باران

وای باران  باران
شیشه پنجره را شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
آسمان سربی رنگ من درون قفسی سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران  باران
پر مرغان نگاهم را شست

/ 6 نظر / 40 بازدید
ابراهیم

آرام بخوان چون آهسته نوشتم، بی پروا بخوان چون از خود نوشتم،نزدیک کسی نخوان چون تنها نوشتم و از دل بخوان چون با دل نوشتم. سلام دوست من امیوارم خوب و سر حال باشی خوشحال میشم که به کلبه تنهایی یه سر بزنی و نظرت رو در رابطه با پستهام بهم بگی و اگه با تبادل لینک موافق بودی با هم تبادل لینک هم داشته باشیم. زیاد نوشتم. منتظرم ببینم نظرتون چیه.

غریبه

"نمیدانم چرا چشمهایم بی اختیار خیس میشوند؟ میگویند:حساسیت فصلی ست. آری."من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم"."

غریبه

چه لذتی داره اینکه یه وقتایی چشماتو ببندی و بگی: هر چه بادابا! بیخیال...

ابراهیم

سلام ممنونم نه ناراحت نیستم بلکه خوشحالم که عیبهای وبم رو بهم میگید تا بتونم بهترشون کنم منم از آدمهای رک خیلی خوشم میاد. ممنونم خوشحالم کردی. راستی نظرت درمورد تبادل لینک چیه؟ موفق و سر بلند باشی.

م

بالاخره اینجام بارون اومد :-)