قضاوت نادرست(نتیجه اش را هم میبینی)

برای درک بهتر این پست که تقریبا 1جور اعترافه اول آخرین پست دوست خوبم هدی جان(من و روزهای خوب زندگیم)رو بخونید. من که اون پست خوندم پیش خودم گفتم خیلی آدم باید شلخته باشه که وقتی میره بیرون کیف پولشو با خودش نبره! و اون بلا سرش بیاد. امروز صبح داشتم میرفتم کلاس زبان که دادشم گفت میرسونمت وسط کلاس بابام زنگ زد گفت برای مصاحبه کاری فلان ساعت برات قرار گذاشتم بعد کلاست برو منم مصمم پا شدم رفتم دیدم ترافیکه سوار اتوبوس شدم مسیر خیلی کوتاهی بود مسیر اول! بعد خواستم پول آماده کنم که دیدم ای دل غافل کیف پول در کار نیست!!! اول گفتم پیاده می شم عذرخواهی می کنم دیدم خب مسیر بعدی رو چکار کنم شاید از اون راننده های با مرام به تور ما نخورد! نیم ساعتم بیشتر زمان نداشتم تا وقت مصاحبه کمی فکر کردم زنگ زدم به دوستم که تازه رفته بود به سمت خونه گفتم کجایی گفت چندتا ایستگاه بالاتر بالاخره بش رسیدم پول اتوبوسو دادم(عزیرم خیلی دوستش دارم مدت زیادی نیست باهم آشنا شدیم اما خیلی دوستداشتنیه) و تمام راهو برگشتم به مسیر اول تو تمام این مدت پولایی که دوستم بم داده بود تو دستم بود و داشتم به این فکر میکردم که چرا باید این اتفاق می افتاد من خیلی آدم مرتبی هستم!!! آخرش به این نتیجه رسیدم صرفا به خاطر قضاوت کردن دیگرانه اونم اشتباه! خدا البته با من بدطوری شوخی داره اما ایندفعه بعلاوه ی شوخی تلنگرم بود. امیدوارم دوستم هدی جان منو ببخشه من که متحول شدم و از افکار خود نادم و پشیمانم!

/ 2 نظر / 87 بازدید
❀.•❤•. LoVely GiRl ❀.•❤•.

سلام عزیزمممممم اپمممممممممم خوشحال میشم سر بزنی نخونده نظر ندین مرسی و اگ ممکنه ب همه سوال هایی ک توی وبم گذاشتم پاسخ بدین باز هم tnxX

هدی

چه بامزه . نمردیمو یکی هم از ما درس گرفت[نیشخند] البته باید اعتراف کنم که الان چند وقتیه سر به راه شدم وگرنه مدت مدیدی سرخوش و بیخیالو گاها شلخته هم بودم پس خیلی خودتو نگران نکن دوستی[چشمک] در هر صورت ممنون که گفتی شما بخشیده شدید[نیشخند]